تبليغاتX
دلا خو کن به تنهایی دلا خو کن به تنهایی
خانهايميلآرشيوRss
Search

دعا 

موضوع:

 

مي بيني؟

برايم دعا كن...

چشمهاي تو آفتابگردانند

به هر كجا نگاه كني  خدا آنجاست

هزارمين سيگارم را روشن مي كنم.

چرا سكته نمي كنم؟

نمي دانم... !

 

 

(( به یاد هنرمند عزیز مون  آقای حسین پناهی))

نوشته شده توسط حامد | لينک ثابت |

حرف من و تو 

موضوع:

از ته دل  از  اعماق وجود...

 

    من بي دليل پرسه ي اجباري مي زنم  روي سنگفرشهاي سخت زير پاهايم و چقدر تپش هاي

قلبم تند است،  وقتي كه اشك درون چشمان سياهم با هزار غصه ي پر قصه از چاله اي عميق

گريه هايم به روي گونه  هاي سرخم غلطان غلطان سرازير مي شود. رو به هر آشنايي كه آري

جز خفت و خواري چيزي نخواهي يافت.

مرا دريابيد و بگذاريد روي افكار پوچتان.

مرا از دست ندهيد ونيازاريد. من ظريف تر از آنم كه به دستان شما خطچه اي بزنم.

 من برآورده شدن آرزوهاي خاكي ام را نمي خواهم وقتي كه بي گناه در گناهي غوطه ورم.

اين چه حركتي ست؟؟؟ حركت نزديك شدن قفسه هاي سينه ام را مي گويم، كه آغاز متولد شدن

جنين اشك هاي خوني  من است.

نگاه غمناك من، تفاوت بيگانه اي ست كه نگاه هاي سرد را به شدت خنثي خواهد كرد.

من از اين دنيا چه مي خواهم جز تبسمي شيرين و روزهاي بي غم.

عمر من در گذر است، من نابود خواهم شد، و  معناي ريختن را خوب درك مي كنم وقتي كه با

او مثل هيچكس انسي جاودانه بستم.

مرا نياندازيد و آواره ي كنج هاي خلوت تنهايي نكنيد...! من بي آزار تر از آنم كه شما مي

پنداريد.

من آب شدنيم،همانند شمع،همواره بر روي دستان ضمخت شما آْب خواهم شد و خواهم افتاد توي

سياه چال خاطرات مرده ام.

من، به قطره هاي باران پناه مي برم، و پرستش مي كنم،بت آبي زندگي ام را.

به اندازه هاي سال هاي عمرم نام تو را تكرار خواهم كرد و روي تك تك صفحه هاي روزهاي

خوش زندگيم خوبي هايت را عاشقانه هك مي كنم.

باور نمي كني اگر بگويم تو تابان تر از خورشيد آسمانها به من نور پاشيدي...

۳ ۲ ۱ ، معكوس تر از شمارش معكوس تكرار خواهم شد روي پياده روهاي ترك خورده ي

زندگي خيسم.

و هنوز... ردپاهاي مورچه نشسته ي قدم هايم را، گريه خواهم كرد... و خواهم گذاشت روي

تپش هاي قلب مهربان تو.

  

نوشته شده توسط حامد | لينک ثابت |

نوروز 1386 

موضوع: وفا

يادم باشد جواب كينه را با كمتر از مهر وجواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم يادم باشد از چشمه، درسِِ خروش بگيرم و از آسمان درسِ پـاك زيستن يادم باشد سنگ خيلي تنهاست… يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام … نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان …. يادم باشد زندگي را دوست دارم …. يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان

 

از دوست داشتن انصراف نده حتي اگر کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده عشق رو تجربه کن ‏حتي اگر در آن شکست بخوري اين را بدان اگر کسي وارد زندگيت شد وگذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره ‏به جا مي گذاره مي توند يه تجربه هم بجا بگذارد!

 

تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر.......

 

 

 

آستانه سال جديد هفت سيني به شما هديه ميکنم :  ۱.  سلامتي 2.

 سعادت 3. سروري 4. سخاوت 5. سبزي 6. صفا 7. صميميت

هميشه شاد باشيد عيدتان پيشاپيش مبارک

                                                                                               

                                                                                                            Enriqu-ma

نوشته شده توسط حامد | لينک ثابت |

گوگل  

موضوع: وصال

من شخصا عاشق اینترنت هستم. اینترنت مفهوم زندگی را برایم تغییر داد و از زمان آشنایی ام با اینترنت، صاحب دو دنیا شدم! حالا گوگل برای من، سمبول اینترنت است. باهاش حال می کنم و نمی توانم از مدحش خودداری کنم. همه اینها رو گفتم تا بفهمین چرا خواندن خبر زیر اینقدر برایم جالب، هیجان انگیز و البته با نمک آمد:

 

گوگل در وبلاگش نوشته که، ولید الیاس کای، یک لبنانی دارای مدرک دکترا در زمینه بازاریابی موتورهای جستجو، یکی از شیفتگان گوگل است. او همراه همسر سوئدیش در کالمار سوئد زندگی می کند، جایی که 12 سپتامبر گذشته پسرشان بدنیا آمد: اولیور گوگل کای!

دکتر کای برای گوگل شرح داده است که اولین بار وقتی خبر حاملگی همسرش را شنیده، گفته که می خواهد اسم بچه را گوگل بگذارد. همه خندیده اند و کسی او را جدی نگرفته است. برادرش گفته: "آره ... و بعدی رو هم بذار یاهو فوجی نیکون". و بعد، روز ثبت رسمی اسم پسر فرا می رسد. دکتر کای اسم پسر را جدا گوگل می گذارد. همسرش می دانسته که او چقدر در این باره جدی است، "او می داند چقدر من، دیوانه خدمات گوگل هستم".
ولید الیاس در پایان گفته است که همه دوستان و خانواده، من و همسرم را "ابو گوگل" و "ام گوگل" لقب داده اند.

 

 

راستی نزدیک بود یادم بره  اول فروردین تولد منه

 

نوشته شده توسط حامد | لينک ثابت |

الهی  

موضوع:

به نام خالق یکتا

 

مناجات

 

الهی ای داننده هر چيز و سازنده هر کار و دارنده هر کس ، نه کس را با تو انبازی و نه کس را از تو بی نيازی ، کار به حکمت می اندازی و به لطف ميسازی ، نه بيداد است و نه بازی .

 

بار خدايا بنده را نه چون و چرا در کار تو دانشی و نه کس را بر تو فرمايشی ، سزا ها همه تو ساختی و نوا ها همه تو ساختی ، نه از کس بتو و نه از تو به کس ، همه از تو بتو ، همه توئی و بس ، خلايق فانی و حق يکتا به خود باقی است.

 

نام تو شنيد بنده دل داد بتو چون ديد رخ تو دل داد بتو

 

الهی به عنايت هدايت دادی و به معونتها بذر خدمت رويانيدی و به پيغام آب پذيرش دادی ، به نظر خويش ميوه محبت وارسانيدی اکنون سزد که سموم مکر از آن باز داری و بنائی که خود ساخته ای به گناه ما خراب نکنی .

 

خدايا تو ضعيفان را پناهی ، قاصدان را بر سر راهی و وجدان را گواهی ، چه باشد که افزائی و نکاهی.

 

روضه روح من رضای تو باد قبله گاهم در سرای تو باد

 

سرمه ديده جهان بينم تا بود گرد خاک پای تو باد

 

گر همه رای تو فنای من است

 

کار من بر مراد رای تو باد

 

شد دلم ذره وار در هوست دلم اين ذره در هوای تو باد

 

الهی تو آنی که از احاطت اوهام بيرونی و از ادراک عقول مصئونی ، نه مدرک عيونی ، کار ساز هر مفتونی و شاد ساز هر محزونی در حکم بی چرا و در ذات بی چند و در صفات بی چونی .

 

تو لاله سرخ و لولو مکنونی من مجنونم تو ليلی مجنونی

 

تو مشتريان با بضاعت داری با مشتريان بی بضاعت چونی

 

الهی نصيب اين بيچاره از اين کار همه درد است ، مبارک باد که مرا اينهمه درد در خور است ، بيچاره آن کس که از اين درد فرد است حقا که هر کس بدين دردننازد نا جوانمرد است .

 

من گريه به خنده در همی پيوندم

 

پنهان گريم به آشکارا خندم

 

ايدوست گمان مبر که من خرسندم

 

آگاه نه ای که چون نيازمندم

 

 

"برگرفته از مناجات عبدالله انصاری"

نوشته شده توسط حامد | لينک ثابت |

دو کلام حرف حساب  

موضوع: عاشقانه

 خدايا به هر كه دوست ميداري بياموز كه عشق از زندگي كردن بهتر است و به هركه دوستتر ميداري بچشان كه كه دوست داشتن از عشق برتر است

 

دختري از پسري پرسيد :آيا منو قشنگ مي دوني‌ ؟ پسر جواب داد : نه ! پرسيد : آيا دلت مي خواد تا ابد با من بموني‌؟ گفت :‌نه ! سپس پرسيد :‌ اگر ترکت کنم گريه مي کني ؟ و بار ديگر تکرار کرد :‌ نه ! دختر خيلي ناراحت شد .... وقتي براي آخرين لحظه با چشماني که پر از اشک بود به پسر نگاه کرد ..... پسر دست هايش را گرفت و گفت :‌ تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي .... من نمي خواهم تا ابد با تو باشم بلکه من نياز دارم که تا ابد با تو باشم و اگر تو روزي مرا ترک کني ... گريه نمي کنم .. مي ميرم

 

مراقب افکارت باش که آنها به گفتار تبديل مي شوند مراقب گفتارت باش که آنها به کردار تبديل مي شوند مراقب کردارت باش که آنها به عادت تبديل مي شوند مراقب عادتت باش که آنها به شخصيت تبديل مي شوند مراقب شخصيتت باش که آنها به سرنوشت تبديل مي شوند

 

 تو اي تمام فكر من در روز و شب اي همه هذيان من در سوز تب اي نهان در پيكرم چون جان شده همچون بوي گل به گل پنهان شده

 

اگر عاشق لحنم شوي تا عاشق كلامت شوم، باش تا باشم مي خواهمت، خواهم خواست، مي دانم نمي داني كه دوستت دارم.

 

خوشا دردي که درمانش تو باشي خوشا راهي که پايانش تو باشي خوشا چمي که رخسار تو بيند خوشا ملکي که سلطانش تو باشي خوشا آن دل که دلدارش تو گردي خوشا جاني که جانانش تو باشي مشو پنهان از آن عاشق که پيوست همه پيدا و پنهانش تو باشي براي آن به ترک جان بگويد دل بيچاره تا جانش تو باشي

 

 آري خداوند عشق را در قلب انسان به وديعه نهاد تا دوست بدارد تا بهانه اي باشد براي محبت براي جان دادن براي يکي شدن براي... آري عشق را بهانه اي براي مقاصد پوچ و عبث خويش قرار ندههيم که عشق را سازگاري با ريا نيست پس عشق را به زنجير مکشيم

 

قصد از نوشتن آرامش است هر چند اين گونه نوشتن تازه شروع طوفان است. طوفاني كه از دل برمي خيزد وتو را تا اوج روح بلندهستي مي برد انجايي كه تنها خود را مي بيني وخداي خودرا

 

اي مرا با شعور شعر آميخته اين همه آتش به شعرم ريخته چون تب عشقم چنين افروختي لا جرم شعرم به آتش سوختي

 

بيا تا مثل قديم واسه هم قصه بگيم گم بشيم تو رؤيا ها قصه از غصه بگيم بيا تا برات بگم قصه بره و گرگ كه چه جور آشنا شدن توي اين دشت بزرگ بيا تا برات بگم آسمون سياه شده ديگه هر پنجره اي به ديواري وا شده بيا تا برات بگم گل تو گلدون خشكيده دست سردم تا حالا دست گرمي نديده

 

خدايا آبروي من را به توانگري نگه دار و شخصيت من را با تنگدستي از بين مبر تا مبادا از روزي خواران تو روزي بخواهم و از آفريده هاي بد کردار طلب مهرباني کنم

 

تو کیستی ، که من اینگونه ، بی تو بی تابم ؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم تو چیستی ، که من از موج هر تبسم تو بسان قایق ، سر گشته ، روی گردابم تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه تو دور دست امیدی و پای من خسته است همه وجود تو مهر است و جان من محروم چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است

 

در كنار وسعتي انبوه از دل ها تنها مانده ام من تنهاي تنها ندانم كي چنين ظلمي به خود كردم چرا بايد شود تنها دل رسوا؟

 

ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي خودش نبوده

 

نوشته شده توسط حامد | لينک ثابت |

عشق  

موضوع: خنده و شادی

 

 عشق بورز که لايق عشق باشه نه تشنه عشق چون تشنه عشق يِِِِِِِِِِه روزي سيِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِراب ميشه.!

عشق مثل آب ميمونه.....که ميتونی توي دستت قايمش کنی..آخرش يه روز دستت رو باز ميکنی ميبينی نيست... قطره قطره چکيده بی انکه بفهمی.. اما دستت پر از خاطره است..

بچه ها شوخی شوخی به گنجشك‌ها سنگ ميزنند و آنها جدی جدی ميميرند... آدمها شوخی شوخی زخم ميزنند و قلبها جدی جدی ميشکنند... و تو شوخی شوخی لبخند ميزنی و من جدی جدی عاشق ميشوم

عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او.

كاش آن آينه اي بودم من كه به هر صبح تو را مي ديدم مي كشيدم همه اندام تو را در آغوش سرو اندام تو با آنهمه پيچ آنهمه تاب آنگه از

باغ تنت مي چيدم گل صد بوسه ناب!

زندگي را دوست دارم نه در قفس، عشق را دوست دارم نه در هوس، تو را دوست دارم تا آخرين نفس!!

مهم نبود سوختنم، دور از تو پرپر زدنم، به افتخار عشق تو میگی که بازنده منم.

سر کلاس رياضي بود که استاد دو خط موازي کشيد رو تخته. خط پاييني نگاهي به خط بالايي کرد تو دلش عاشقش شد. خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني کرد تو دلش عاشقش شد. در همين هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسن !!!!؟؟؟؟؟؟

 

فاصله ي بينمون رو هك (Hack)  كن. عشقي كه تو قلبته برام سند (Send)  كن. از عشقي كه تو قلبم هست وب بگير تا ببيني كه چقدر دوست دارم. از خاطره هامون كپي (Copy)  بگير و همه جا پيستش (Past)  كن. به رفاقت پي ام (PM)  بده و ازش بخواه كه بين ما باشه. گله ها رو دليت (Delete)  كن جاش صداقت رو ادد  (ADD)  كن.

 

سعي کن انچه را که دوست داري به دست آوري وگر نه مجبور ميشوي آنچه را که به دست مي آوري دوست داشته باشي.          

                   

معنی دوستت دارم یعنی چه؟

( د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام

می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند .

( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد .

( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی .

( ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم .

( ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست .

( د ) : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .

( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری .

( ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد .

( م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی

 

عشق يعني حسرت شبهاي گرم

عشق يعني ياد يک روياي نرم

عشق يعني يک بيابان خاطره

عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره

عشق يعني گفتني با گوش کر

عشق يعنب ديدني با چشم کور

عشق يعني تا ابد بي سرنوشت

عشق يعني آخر خط بهشت

عشق يعني گم شدن در لخظه‌ها

عشق يعني آبي بي انتها

عشق يعني يک سوال بي جواب

عشق يعني راه رفتن توي خواب

 

(( ارزش یابی کلمات ))

سازنده ترین کلمه" گذشت " … آن را تمرین کن .

پرمعنی ترین کلمه " ما "… آن را به کار ببند.

عمیق ترین کلمه " عشق "… به آن ارج بنه .

بی رحم ترین کلمه " تنفر"… از بین ببرش .

سرکش ترین کلمه " هوس "… با آن بازی نکن .

خودخواهانه ترین کلمه " من "… از آن حذر کن.

ناپایدار ترین کلمه " خشم "… آن را فرو ببر.

بازدارترین کلمه " ترس "… با آن مقابله کن.

با نشاط ترین کلمه " کار"… به آن بپرداز.

روشن ترین کلمه " امید "… به آن امیدوار باش.

سخت ترین کلمه " غیرممکن "… وجود ندارد.

عاقلانه ترین کلمه " احتیاط " … حواست را جمع کن.

زیباترین کلمه " راستی "… با آن روراست باش.

دوستانه ترین کلمه " رفاقت "… از آن سوء استفاده نکن.

و هدفمندترین کلمه " موفقیت "… پیش به سوی آن .

 

دوستای خوب مثل ستاره ها هستند حتی وقتی نمیبینیشون بازم خیالت راحته که سر جاشون هستن .

 

من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم 

هر قطره اشک امضای خداست پای چشمهایی که آسمان در آنها خلاصه شده است .


عشق یتیم تر از آن است که به دست رودخانه ی روزگار سپرده شود .  
 عشق حقیقی تر از آن است که پشت ابری پنهان شود
.



نظرتون درباره مقايسه های زير چيه :                           

دوران قبل از دانشگاه = حسرت

قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين


 

نوشته شده توسط حامد | لينک ثابت |

به نام خدا خالق انسان 

موضوع: جوک اس ام اس

                                        

 به نام عشق

به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غم ها، به نام غم ها بوجد آورنده ي اشكها، به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها، به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان

کاش قلبم درد تنهایی نداشت چهره ام هرگز پریشا نی نداشت کاش برگ های آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت

عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است . عشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است . عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است . عشق کنار کشيدن و جا زدن نيست بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است

هفت نصيحت مولانا

گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب)

وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )

اگر مي‌خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)

عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه شايد احساسم نميرد

ماگذشتیم وگذشت آنچه توکردی باما توبمان با دگران وای به حال دگران

بيائيد يه كمي عاشق باشيم ، بيائيد كمي صندوق دلامونو وا كنيم ، بيائيد يه بار ديگه فرياد كنيم بيائيد داد بزنيم و بگيم كه هيچ چيزي توي دنيا ثروت دلامون نيست الا وجود مقدس خدا و عشق به بنده هاي اون

آره مهربونم اون موقع است كه قلب مهربون خوش سيمات سبز سبز مثل جنگلهاي شمال مي شه و به شادي ما زميني هاي خاكي لبخند مهر مي زنه بيا مهربون كه فردا ديره...................

وقتی که صحبت از عشق میاد همه ما ذهنمون به یه عشق زمینی با جنس مخالف متمرکز میشه ولی اگه یه کم به خودمون و آرامش خودمون فکر کنیم میبینیم که میشه عاشق چیزای قشنگ دیگه هم شد

مالحظه ها رو مي گذرونيم تا به خوشبختي برسيم ولي افسوس که خوشبختي همان لحظه هايي بود که گذرانديم

هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست

 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ،

شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ،

مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ،

ولي تو اون رو نمي بيني!

فرق من و تو

گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم

گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم

گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم

گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري

گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم

گفتي... گفتم...

حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه!

فرق ما اينه كه:

تو دروغ گفتي، من راستشو

ترين ها

مهربان ترين آدم دنيا:مادر

شيرين ترين لحظه زندگي:عيدي گرفتن يك بچه

بهترين دوست نوجواني:تنهايي

بهترين هديه ي جواني:نگاه

فتنه انگيزترين چيز توي زندگي:دروغ

بهتريم هديه دوران عاشقي:بوسه

عميق ترين درد در زندگی مردن نيست،بلکه نداشتن کسی است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزی

 عشق!!

حتی عاقلترین مردمان نیز زیر بار سنگین عشق خم می شوند اما به راستی عشق به سبکی و لطافت نسیم خوش است
عشق تو را متعادل و متعالی می کند.....وقتی عاشقی، با هستی در یک تبادل و ارتباط عمیق قرار داری ، همه چیز در یک سطح مساوی قرار دارد ، با ارزش مساوی

عشق يعني فوتبال

اگه يه نفر وارد غشق دو نفر بشه، آفسايد ميشه

اگه يه نفر به ديگري توهين كنه، خطا ميشه، كارت زرد ميگيره

اگه يه نفر به ديگري خيانت كنه، كارت قرمز ميگيره، بايد از بازي بره بيرون

دو نيمه هم داره: يك نيمه پسره، يك نيمه دختره

              اين هم آف های با مزه

  روزي جمعي از مريدان شيخ نزد شيخ آمده اند و گفتند :يا شيخ مدتي است که در شهر شلوار کوتاه رايج گرديده و دختران بسياري اين البسه بر تن مي کنند. در مذمت شلوار کوتاه چيزي بگو تا دختران از پوشيدنش صرف نظر نمايند. شيخ ما خروشيد و گفت :خاموش !!!!! که شلوار کوتاه را فايده بسيار است و من در مذمتش هيچ نگويم گفتند: يا شيخ ! فايده اش چيست؟؟؟؟ شيخ ما گفت : چون دختران شلوار کوتاه پوشند ، پسرها سر به زير گردند و پايين را بنگرند

یه رشتيه ميگن چرا ۲ تا زن گرفتی ؟ميگه اخه شايد مهمون بياد

جوايز قرض الحسنه بسيجيان :99 تسبيح 99 دانه اى به 100 نفر100 عدد جانماز به 99 نفر200 متر چپيه به 400 نفر (هر نفر نيم متر) هر 5 ميليمتر ريش در هر روز يك امتيازآخرين مهلت تا پايان هفته بسيج

 یك بار بهت گفتم دوست دارم، هزار بار گفتم خدايا غلط کردم

دروغ هاي دخترا

وقتي ميگن تو اولين دوست پسرمي، بدون قبل از تو با صد نفر دوست بودن

وقتي بهت ميگن نظرت راجع به سكس چيه، يعني تو ميخواي با من سكس داشته باشي يابو؟

وقتي ميگن امروز خيلي مشكل دارم نمي تونم سر قرار بيام، بدون با يه نفر ديگه قرار دارن

وقتي ميگن من از تو هيچي نميخوام، يعني يه كادوي گرون برام بخر (سعي كن گل نخري!)

وقتي زنگ ميزن ميگن دلم برات تنگ شده، منظور جيب شما هستش (يعني بيا بريم بيرون شام مهمون!)

به اندازه موهاي سرم دوستت دارم، به اندازه موهاي ريخنه شده ام عاشقتم، به مقدار دفعه هايي كه شونه كردم بهت وفادارم شناختي؟..........منم منم حسن كچل

مي خوامت

از این به بعد از خونه بيرون نرو، چون خيلي دوست دارم، نمي خوام از دستت بدم،هرجا هستي تورو خدا از ساعت 9 دیرتر نیا

آخه الان وقت جمع آوري زباله هست

 عشق چيست؟؟؟؟

سه ثانيه نگاه، سه دقيقه خنده، سه ساعت صفا، سه روز آشنايي، سه هفته وفاداری، سه ماه بيقراری، سه سال انتظار سي سال پشيمانی

    عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
                       تا کرد مرا تهی و پر کرد زدوست
                           اجزای وجود من همه دوست گرفت
 
                                    نامی است زمن بر من و باقی همه اوست

پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که ازچشمانم بیرون میریزند

آنگاه که با دستانت واژه ی عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم .حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد ندارم.

فكر ميكنم دوباره بيايي مثل نسيمي اين پر افتاده به خاك را برگيري ببري با خود به هوا آري آشتي ميسر است ورنه اين حضور مي ارزد غرقه اگر شود در بي پاياني اندوه

دشت‌هايي چه فراخ! كوه‌هايي چه بلند در گلستانه چه بوي علفي مي‌آمد! من در اين آبادي، پي چيزي مي‌گشتم: پي خوابي شايد، پي نوري، ريگي، لبخندي.

در دل من چيزي است، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان بي‌تابم، كه دلم مي‌خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه. دورها آوايي است، كه مرا مي‌خواند

من فرو افتادن برگها را در امتداد تنهاییم باور نمی کنم .مهربانی نیست بودنم را به من بفهماند تا پاییزان دلم از بین برود و دیگر صدای خش خش برگها را نشنوم و مرگ روحم را در فرود غم انگیز برگها نبینم

مدت ها بود دنبال فرصت زندگیم می گشتم اما پیداش نمی کردم.پیش خودم گفتم شاید فرصت زندگی من ،در آینده های دور قرار گرفته و باید منتظر بمونم تا از راه برسه.از خودم پرسیدم آدما فرصت زندگیشونو تو چی میبینن؟

در هجوم ظلمت ترديد ها با تو ام ديگر ز دردي بيم نيست هست اگر ‚ جز درد خوشبختيم نيست اي دلتنگ من و اين بار نور ؟

بيا تا برات بگم آسمون سياه شده ديگه هر پنجره اي به ديواري وا شده بيا تا برات بگم گل تو گلدون خشكيده دست سردم تا حالا دست گرمي نديده

گفتم: تو عاشق نبودي و نيستي........ گفتم:عشق يک ماجراست ، ماجرايي که بايد آن را بسازي.... گفتم:عشق درد است ... گفتم:عشق رفتن است عبور است ، نبودن است... گفتم: عشق تضاد است.... گفتم:عشق جستجوست ، نرسيدن است...... نداشتن و بخشيدن است.... گفتم:عشق آغاز است , دير است و سخت است.... گفتم:عشق زندگيست ولي از يه نوع ديگه

دوستي امتداد دو درون است که اگر بر کلمات امتداد يافت عمرش کوتاه، سرانجامش تلخ شد! که اين کلمات هزار چهره دارند تنها روحي در اين ميان هيچ چهره‌اي ندارد که آن خود دوستيست

اگر ميتونستم همه خيابونا رو پر ماشين مي کردم تا وقتي مي خوايم از خيابون رد شيم دستمو بگيري...همه زمينارو پر برف مي کردم تا واسه اينکه سر نخوري بازومو بگيري...هر شب بارون مي باروندم تا بريم يه گوشه زير يه سرپناه بشينيم حرف بزنيم...عقب همه تاکسي هارو پر مسافر مي کردم تا مجبور شيم دوتايي جلو بشينيم

زمان خيلي كند است براي كساني كه انتظار مي‌كشند. خيلي سريع براي كساني كه مي‌ترسند. خيلي طولاني براي كساني كه اندوهگين‌اند. خيلي كوتاه براي كساني كه شاد‌اند. ولي براي كساني كه عاشق‌اند زمان جاودانگي دارد

خدايا به هر كه دوست ميداري بياموز كه عشق از زندگي كردن بهتر است و به هركه دوستتر ميداري بچشان كه كه دوست داشتن از عشق برتر است

دختري از پسري پرسيد :آيا منو قشنگ مي دوني‌ ؟ پسر جواب داد : نه ! پرسيد : آيا دلت مي خواد تا ابد با من بموني‌؟ گفت :‌نه ! سپس پرسيد :‌ اگر ترکت کنم گريه مي کني ؟ و بار ديگر تکرار کرد :‌ نه ! دختر خيلي ناراحت شد .... وقتي براي آخرين لحظه با چشماني که پر از اشک بود به پسر نگاه کرد ..... پسر دست هايش را گرفت و گفت :‌ تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي .... من نمي خواهم تا ابد با تو باشم بلکه من نياز دارم که تا ابد با تو باشم و اگر تو روزي مرا ترک کني ... گريه نمي کنم .. مي ميرم

مراقب افکارت باش که آنها به گفتار تبديل مي شوند مراقب گفتارت باش که آنها به کردار تبديل مي شوند مراقب کردارت باش که آنها به عادت تبديل مي شوند مراقب عادتت باش که آنها به شخصيت تبديل مي شوند مراقب شخصيتت باش که آنها به سرنوشت تبديل مي شوند

تو اي تمام فكر من در روز و شب اي همه هذيان من در سوز تب اي نهان در پيكرم چون جان شده همچون بوي گل به گل پنهان شده

اگر عاشق لحنم شوي تا عاشق كلامت شوم، باش تا باشم مي خواهمت، خواهم خواست، مي دانم نمي داني كه دوستت دارم.

خوشا دردي که درمانش تو باشي خوشا راهي که پايانش تو باشي خوشا چشمي که رخسار تو بيند خوشا ملکي که سلطانش تو باشي خوشا آن دل که دلدارش تو گردي خوشا جاني که جانانش تو باشي مشو پنهان از آن عاشق که پيوست همه پيدا و پنهانش تو باشي براي آن به ترک جان بگويد دل بيچاره تا جانش تو باشي

آري خداوند عشق را در قلب انسان به وديعه نهاد تا دوست بدارد تا بهانه اي باشد براي محبت براي جان دادن براي يکي شدن براي... آري عشق را بهانه اي براي مقاصد پوچ و عبث خويش قرار ندههيم که عشق را سازگاري با ريا نيست پس عشق را به زنجير مکشيم

قصد از نوشتن آرامش است هر چند اين گونه نوشتن تازه شروع طوفان است. طوفاني كه از دل برمي خيزد وتو را تا اوج روح بلندهستي مي برد انجايي كه تنها خود را مي بيني وخداي خودرا

اي مرا با شعور شعر آميخته اين همه آتش به شعرم ريخته چون تب عشقم چنين افروختي لا جرم شعرم به آتش سوختي

بيا تا مثل قديم واسه هم قصه بگيم گم بشيم تو رؤيا ها قصه از غصه بگيم بيا تا برات بگم قصه بره و گرگ كه چه جور آشنا شدن توي اين دشت بزرگ بيا تا برات بگم آسمون سياه شده ديگه هر پنجره اي به ديواري وا شده بيا تا برات بگم گل تو گلدون خشكيده دست سردم تا حالا دست گرمي نديده

خدايا آبروي من را به توانگري نگه دار و شخصيت من را با تنگدستي از بين مبر تا مبادا از روزي خواران تو روزي بخواهم و از آفريده هاي بد کردار طلب مهرباني کنم

تو کیستی ، که من اینگونه ، بی تو بی تابم ؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم تو چیستی ، که من از موج هر تبسم تو بسان قایق ، سر گشته ، روی گردابم تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه تو دور دست امیدی و پای من خسته است همه وجود تو مهر است و جان من محروم چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است

در كنار وسعتي انبوه از دل ها تنها مانده ام من تنهاي تنها ندانم كي چنين ظلمي به خود كردم چرا بايد شود تنها دل رسوا؟

ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي خودش نبوده

 

دانشجو گر عاشق شود . بي پرده مشروط مي شود چيزي شبيه آب هويج با كوفته مخلوط مي شود

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما پول‌دارها محترمترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرف‌دارترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما بچه‌ها واجب‌ترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما خانم‌ها مقدم‌ترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما سياه‌ها بدبخت‌ترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما بعضي‌ها برابرترند

ميدونی چرا خانم ها کمتر فوتبال بازی می کنند؟ چون کمتر پيش مياد که يازده تا خانم راضی بشن همزمان يه جور لباس بپوشن

اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟ اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ اگه پسرا نبودن کي نمره هاش هميشه تک بود؟ اگه پسرا نبودن دخترا اوقات فراغت نداشتن!

(اس ام اس نصفه شبي) شرکته ال جي شما را به ديدنه ادامه خواب دعوت ميکند!

عشق فقط عشق لوتي... آبجو و عرق با هم قاطي... شيش ماه زندوني بي ملاقاتي... ترياك مياريم سوغاتي... تا صبح ميريم الواطي... نميخايم بگيم كه خيلي لاتيم... ميخوايم بگيم بد فرم خاطرخاتيم

مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري ! براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب

 

 ويژگيهاي پسران باکلاس 1) برداشتن ابرو به مقدار کافي! 2) کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار! 3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا! 4) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست! 5) بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني! 6) گوش دادن موسيقي بدون کلام! 7) نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا! 8) اظهار عدم تمايل به ازدواج! 9) تظاهر به عصبي بودن! 10) بحث در مورد فضاي فکري احمدي نژاد

 

یه روز یه دختر زشت به دوست پسرش میگه شباهن من با خورشید چیه ؟ پسره میگه به 2 تاتون نمیشه مستقیم نگاه کرد

 ترکه داشته تو خیابون میرفته یهو ماشین محکم میکوبه بهش در میره ترکه بلند میشه میگه من حالا هیچی ولی ااگر ادم بود چیکار میخواستی بکنی

 

ترکه داشته تو خیابون میرفته یهو ماشین محکم میکوبه بهش در میره ترکه بلند میشه میگه من حالا هیچی ولی ااگر ادم بود چیکار میخواستی بکنی

 

به ترکه میگن یه اگهی تبلیغاتی در مورد خمیر دندون پونه بگو ترکه میگه: خمیر دندونه پونه چشم و نمیسوزونه

 

 

                                                          

 

نوشته شده توسط حامد | لينک ثابت |

تمنا  

موضوع: رسیدن به عشق

 

بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد

 

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

 

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم

 

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم

 

هرگز نديدم بر لبی لبخند زيباى تورا" "هرگز نمى گيرد كسى در قلب من جاى تورا"

 

با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط ختي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح ميايي؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام رز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي

 

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

 

عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو زير باران خيس شوند عشق آن است كه يكي چتر شود براي ديگر... و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشود

 

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد

 

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

 

شب را دوست دارام بخاطر سكوتش سكوت را دوست دارم بخاطر آرامشش آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهايي تنهايي را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش

 

گفت بنويس گفتم با چه بنويسم قلم ندارم گفت با استخوانت بنويس گفتم مركب ندارم با چه بنويسم گفت با خونت بنويس گفتم ورق ندارم بر روي چه بنويسم گفت بر روي قلبت بنويس گفتم چه بنويسم گفت بنويس دوست دارم

 

کاش مي ديدم چيست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاريست! صداي قلب تو را ،پشت آن حصار بلند هميشه مي شنوم من در آن لحظه که صداي موسيقي احساس تو را مي شنوم برگ خشکيده ي ايمان را در پنجه باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر مي بينم..... کاش مي گفتي چيست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاريست

 

وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است................. وقتي که خنديديم گفتن ديونه است.................. وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره............................. وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش............................. وقتي که حرف زديم گفتن پر حرفه................................................... وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه................................................... حالا ام که عاشقيم مي گن گناه

 

سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

 

ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود

 

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد

 

هميشه سعی کن با کسی دوست شوی که دلش بزرگ باشد.چون خودت را برای ورود به قلبش کوچک نکنی.

 

من به دنبال کسی ميگردم که غمش را با من تقسيم کند من دلم را با او و پس از آن هر دو با هم به تماشای بهار برويم.

 

دلم غمگين نگام ابري چشام بارون صدام ابري طلوع عشق من بي رنگ غروب گريه هام ابري منو دلتنگيه گريه به روي شونه هاي تو مي شم بارون دلتنگي مي بارم ازچشاي تو نمي خوام بي تودنيارو باگل ها وباگلدون هاش نمي خوام بي توفردارو باتابستون هازمستون هاش

 

اگه يه روز نشه که ديگه با تو باشم
برات می نويسم خدا نخواست ما با هم باشيم
ولی بدون اون روز روزه مرگ عشق منه

 

قد ۱۰۰ تا قابلمه با هرچی لب تو عالمه می بوسمت قبل همه. به شرطی که بهم بگی دوست دارم يه عالمه. حالا دوسم داری يه عالمه؟

 

برو زير بارون دست تو باز کن .به تعداد قطرههاي باروني که گرفتي دوستم داري و به تعداد قطرههايي که نگرفتي دوست دارم

 

انگار ولگرد شده بودم به جستجوي ناني ات به تمام جهان سر زدم اما نبودي به دور رفتم حتي به سرزمين خوشبختي در افسانه هاي پدربزرگ كه حقيقت نداشت هيچ كس نبود انگار تو هم ولگرد شده بودي

 

نظر دبيران در مورد عشق: دبير ديني:عشق يك موهبت الهي است. دبير ورزش:عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود. دبير شيمي:عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند. دبير اقتصاد:عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود. دبير ادبيات:عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد. دبير جغرافي:عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند. دبير زيست:عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد ميشود

 

هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

 

فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند

 

وقتی با 1 انگشت به سمت کسی اشاره مي کنی و مسخرش ميکنی اگه خوب به دستت دقت کنی 3 تا انگشتت به سمت خودته

 

 

نوشته شده توسط حامد | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
این مطالب رو من از وقتی با نت آشنا شدم یا خودم نوشتم یا اگه به نظرم جالب بوده از جایی بر داشتم مطالب کلی وبو میگم یعنی از 5 ساله پیش حالا که 19 ساله شدم تصمیم گرفتم مطالبو در اختیار گل هایی مثله شما قرار بدم راستی قبلا یه وب خیلی توپ داشتم خداییش اگه نگیم عالی بود خوب بود ولی یه هوووووو تصمیم گرفتم بزارم کنارررر همهههه چیو یه 1 سالی تونستم دوباره حالو هوا وبلاگو نوشتن اومد تو سرم از همه مهمتر دوری دوستامو که همه جوره دنبالمو میگرفتن چه اونا که انوره آبن چه اونا که تو ایرانن نزاشت این شد که دوباره مزاحم همه شدم
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati